تحولات عربستان سعودی و تاثیر آن بر خاورمیانه و غرب آسیا

آسیای شرقی و جنوب شرقی چهره ای کاملا توسعه یافته به خود گرفته است. ژاپن که از زمان انقلاب میجی تا کنون چهره پیشرو و تافته جدا بافته توسعه یافته آسیا بود و گاها این کشور را در زمره کشورهای آسیایی محسوب نمی کردند امروز با رقیبان سرسختی همانند چین، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، اندونزی، هند و تا حدودی ویتنام رو به رو شده  است.

آسیای شرقی و جنوب شرقی چهره ای کاملا توسعه یافته به خود گرفته است. ژاپن که از زمان انقلاب میجی تا کنون چهره پیشرو و تافته جدا بافته توسعه یافته آسیا بود و گاها این کشور را در زمره کشورهای آسیایی محسوب نمی کردند امروز با رقیبان سرسختی همانند چین، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی، اندونزی، هند و تا حدودی ویتنام رو به رو شده  است. (البته ژاپن در امر توسعه زیر ساخت های بسیار قوی دارد که با نوع حکومت داری با ثبات خود امکان دگرگونی و سقوط در آن پایین است امری که در دیگر کشورهای این منطقه کمتر است). قدرت های جهانی همانند امریکا و اروپای غربی نگاه ویژه ای به آسیای شرقی و جنوب شرقی دارند. آنها به خوبی می دانند با سرعت شتابان توسعه در این بخش از جهان امکان انتقال هژمونی جهانی در همه ابعاد در این منطقه وجود دارد و چین به خاطر داشتن شاخص های ویژه اقتصادی، جمعیتی و سرزمینی رقیب اصلی امریکا است. تنها عامل بازدارنده در این منطقه، درگیری در شبه جزیره کره و آزمایشات هسته ای کره شمالی است که تهدیدی برای روند رو به رشد این منطقه از آسیا محسوب می شود.

به همان اندازه که شرق و جنوب شرق آسیا مسیر توسعه را در آرامش همراه با ترس از کره شمالی طی می کند، در غرب آسیا و خاورمیانه، ایران و سایر کشورهای عرب در حاشیه خلیج فارس به خاطر سیاست های خاص امریکا و انگلیس و سایر قدرت های جهانی مسیر توسعه ناهموار شده را می پیمایند و کشورهای اسلامی که صاحب تمدن اسلامی هستند  اسیر گروه های تند رو و تروریست همانند القاعده، داعش، طالبان و... شده اند که به نوعی دست پروده همین کشورهای قدرتمند هستند که خواهان فروپاشی تمدن اسلامی می باشند.

در این راستا ظرف چند سال اخیر عربستان سعودی که داعیه رهبری جهان عرب را دارد با درگذشت ملک عبدالله سیاست عدم دخالت در امور کشورها را رها کرد و با روی کار آمدن ملک سلمان و همچنین تحولات درونی خود عربستان که تاثیر پذیر از تحولات جهانی است، قصد دارد بعنوان خنثی کننده قدرت منطقه ای ایران عمل کند.

اما چرا عربستان سعودی سیاست قدرت نمایی و دخالت در امور دیگر کشورها را برگزیده است؟

به نظر می رسد عربستان سعودی در مقطع کنونی می خواهد بحران رهبری و پادشاهی خود که با فرزندان پیر و بالای 80 سال عبدالعزیز مواجه است را حل نماید در این راه امریکا چراغ سبز را به عربستان نشان داده است. امروز ملک سلمان و جریانی طرفدار او تلاش دارند که قانون اساسی را به صورت نرم تغییر دهند و شرایط را برای پادشاهی نوادگان ملک سلمان فراهم کنند. اما در این میان نوادگان سلطنتی تعدادشان زیاد است و گویا قرعه در این مقطع زمانی به نام فرزندان و نوادگان ملک سلمان خورده است در همین راستا محمد بن سلمان ظرف 2 سال گذشته با تغییرات خلاف قانون اساسی به ولی عهدی رسیده است و او تلاش دارد جانشین بعدی ملک سلمان باشد و در آینده ای نزدیک احتمالا با تغییر قانون اساسی و رجوع به انتخابات اولین رئیس جمهور عربستان سعودی شود. از بعدی دیگر ملک سلمان تلاش دارد با پادشاه کردن فرزندش محمد بن سلمان نظام سنتی بیعت و مشورت را در راس هرم قدرت عربستان که شامل پسران و نوادگان عبدالعزیز می شد را از بین ببرد و نوعی دیکتاتوری مطلقه به مدتی طولانی برای محمد بن سلمان جوان فراهم کند.

بنابراین ملک سلمان و محمد بن سلمان تلاش دارند تا با درگیری خارج از عربستان و در کشورهایی همانند یمن، بحرین، سوریه، عراق، افغانستان و بزرگ نمایی قدرت ایران و حزب الله افکار عمومی داخلی خود را منحرف و زمینه سازی پاکسازی دیگر شاهزادگان را فراهم کنند چیزی که چند روز اخیر در دستگیری های شاهزادگان سعودی به نام مبارزه با فساد انجام شد.

از طرفی ملک سلمان تلاش دارد همانند زمانی که سعود الفیصل وزیر خارجه قدیمی عربستان را برکنار کرد و بعد محمد بن نایف ولیعهد قبلی را نیز برکنار کرد، رهبران جریان های همسو با خود را نیز در کشورهای دیگر تغییر دهد. در همین راستا به نظر می رسد موضوع سعد حریری نخست وزیر لبنان در همین راستا باشد زیرا رهبران قدیمی جریان های همسو با عربستان در کشورهای دیگر با سیاست جدید عربستان و محمد بن سلمان به کندی تطبیق پیدا می کنند. در این مسیر تغییر ساختار قدرت در عربستان سعودی، تا کنون درگیری ها با کشورهای دیگر از جمله یمن به طور مستقیم و سوریه به صورت نیابتی رقم خورده است و عربستان که می داند در این راه ممکن است جریان های همسو را از دست بدهد به اسرائیل در حال نزدیک شدن است.

اما آنچه در این تحولات عربستان نباید نادیده گرفته شود تحولات درونی خود عربستان سعودی است که از آن به جنگ شاهزادگان می توان تعبیر کرد. امروز کشور عربستان از لحاظ ساختار جمعیتی با نسل نویی روبه رو است که تحصیل کرده اروپا و امریکا هستند و نوع تغییرات مد نظر ملک سلمان و محمد بن سلمان را           نمی پذیرند بنابراین امکان تغییرات داخلی و احتمالا جنگ شاهزادگان  نیز در درازمدت می رود. به نظر        می رسد عربستان تمام تغییرات مد نظر خود را با همکاری امریکا انجام می دهد و این قطعا برای اروپا و انگلستان و روسیه قابل هضم نیست. بنابراین تقابل این کشورها به صورت مخفیانه در عربستان با ملک سلمان و محمد بن سلمان وجود دارد بویژه انگلستان که شاهزادگان مد نظر خود را برای امتیاز گیری پرورش داده است.

و اما محمد بن سلمان که دست پروده سیاست امریکا است و با تلاش او عادل الجبیر سفیر پیشین عربستان در امریکا وزیر خارجه شده است، با توجه به دلارهای نفتی عربستان گام های بلندی را بدون  فراهم بودن زیر ساخت های فرهنگی و انسانی عربستان در حال برداشتن است که عربستان را همه جوره در معرض تحول قرار می دهد که امکان دارد سرنوشتی مشابه پهلوی دوم در ایران پیدا کند. هرچند آنها تغییرات زمان پهلوی دوم را مطالعه کرده اند و تلاش دارند از تکرار آنها در کشور خود جلوگیری کنند اما جنگ قدرت را احتمالا خواهند باخت.

این شیوه تغییر ساختار قدرت در عربستان که با هماهنگی امریکا صورت می گیرد منطقه خاورمیانه را دچار بحران های روز افزون می کند و مسیر توسعه را با نزاع و درگیری آشکار و پنهان عوض می کند. و آنچه که مشهود است اگر محمد بن سلمان قرار باشد بازی قدرت را در عربستان ببازد دامنه آن را به خارج از مرزهای عربستان خواهد کشاند بنابراین ایران باید هوشمندانه در این زمینه عمل کند.


ثبت نظرات شما کاربران عزیز
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
عنوان پیام
متن ارسالی
وضعیت :

امروز : جمعه - Friday
امروز :
23 آذر ماه 1397
Today :
2018-12 Dec-14


مهمترین اخبار و رویدادها

معرفی کتاب

هواشناسی استان