چالش های سیاسی و امنیتی پیش روی ایالات متحده امریکا در دوران ریاست جمهوری ترامپ

ترامپ در دوره ای به ریاست جمهوری امریکا رسید که امریکای دوران 8 ساله ریاست جمهوری اوباما و دموکرات ها به اوج نفوذ نرم ارزش های لیبرال دموکراسی در کشورهای جهان رسیده اند.

ترامپ در دوره ای به ریاست جمهوری امریکا رسید که امریکای دوران 8 ساله ریاست جمهوری اوباما و دموکرات ها به اوج نفوذ نرم ارزش های لیبرال دموکراسی در کشورهای جهان رسیده اند. امریکا با گسترش اینترنت، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی قصد تسخیر نرم جهان را دارد. امریکا که بعد از جنگ جهانی دوم و بلوک بندی شرق و غرب جهان داعیه رهبری بلوک غرب را داشت، توانست با ابزارهای اولیه جنگ نرم یعنی گسترش رسانه های مخالف بلوک کمونیست و همچنین گسترش نهادهای مدنی و حقوق بشر بلوک شرق را با درهم شکستن شوروی در سال 1991 از پا درآورد و از این سال به بعد بعنوان قدرت برتر جهانی تبدیل شود. در همین راستا مرزهای ناتو را تا پشت دیوارهای مرزهای روسیه در اروپای شرقی کشانده است.  امریکا در حال حاضر از سیاست تغییر حکومت های مخالف امریکا در جهان حمایت، نرم می کند و در همین راستا از سیاست دشمن تراشی فرضی برای حمایت از یک سری از کشورها تبعیت می کند. بعنوان مثال ایران را در منطقه خاورمیانه دشمن معرفی می کند تا سایر کشورهای خاورمیانه همواره نیازمند امریکا باشند. در شبه جزیره کره موضوع کره شمالی همواره مطرح است تا کشورهای کره جنوبی و ژاپن و غیره اتحاد خود را با امریکا حفظ کنند.

اما طی سال های اخیر چین و روسیه قدرت امریکا را در جهان به چالش کشیده اند. روسیه در صدد بازیابی قدرت خود در عرصه بین المللی است و چین کمونیست هم از لحاظ اقتصادی تمام مرزهای جهان را در نوردیده است هندوستان هم مدعی جدیدی در قلب آسیاست. کشورهای اروپایی هم تلاش کرده اند در قالب اتحادیه اروپا قدرتی مدعی در سطح جهان باشند. برزیل در امریکای جنوبی و افریقای جنوبی هم در قاره افریقا داعیه دار قدرت منطقه ای هستند. ایران در خاورمیانه هموراه تلاش کرده است در تغییرات منطقه ای  نقشی اساسی ایفا کند. امروز اوضاع جهان با سال 1991 که شوروی سقوط کرد بسیار متفاوت است. تغییرات جهانی در دوره 8 ساله ریاست جمهوری اوباما متفاوت تر شده است. اوباما تلاش کرد تغییرات جهانی را درک کند و سیاست های کاخ سفید را مطابق قدرت نرم امریکا پیش ببرد. پس به همان اندازه که امریکا تلاش کرده هژمونی خود را در جهان بگستراند کشورهای دیگر هم در صدد بازیابی قدرت خود بوده اند. امریکای دوران اوباما دوران جنگ نرم را سپری کرده است و از یک رئیس جمهور میانسال به یک رئیس جمهور پیرمرد 70 ساله رسیده است. در دیدگاه ترامپ جهان متفاوت تر از تیم اوبامای میان سال و تیمش خواهد بود. راه های مقابله با مسائل جهانی در نگاه ترامپ کاملا متفاوت است.

ترامپ میراث دار اختلاف بزرگ امریکا و اروپا با روسیه:

در حال حاضر ترامپ میراث دار اختلاف بزرگ امریکا و اروپا با روسیه است. روسیه بعد از فروپاشی کمونیسم شوروی تلاش کرد ققنوس وار میراث دار قدرت جهانی شوروی باشد به همین دلیل بعد از بازسازی ساختار داخلی خود به مرور زمان قدرتمند شد اما این گذر زمان باعث شد مرزهای سابق امپراتوری خود را از دست بدهد و زمانی از خواب بیدار شد که امریکا و ناتو تا پشت مرزهای روسیه گسترش پیدا کردند. این موضوع باعث رنجش خاطر روسیه شده است به همین دلیل روسیه تلاش دارد ضعف های دوره زمانی بعد از فروپاشی روسیه را جبران کند به همین دلیل به سیستم دولت های تازه استقلال یافته شوروی فشار می آورد تا در اتحاد با روسیه باقی بمانند. اما شاهد هستیم با انقلاب رنگی در گرجستان، اوکراین و غیره روسیه به طور مستقیم با امریکا و ناتو سر شاخ شده است به همین دلیل برای فشار بر اوکراین شبه جزیره کریمه را یکطرفه و بدون توجه به قوانین بین المللی ضمیمه خاک روسیه کرد. از سال 2014 تا کنون روسیه و امریکا بر سر این موضوع درگیر هستند و حتی کار به تحریم اقتصادی روسیه توسط امریکا و اتحادیه اروپا کشید. قطعا درگیری روسیه و امریکا هزینه های سنگینی را بر امریکا وارد می کند. با این حال ترامپ خود را متمایل به روسیه و پوتین نشان داده است اما آیا ترامپ می تواند منافع امریکا را در آسیای مرکزی نادیده بگیرد و آنچه را که پوتین در اوکراین و سوریه در سر می پروراند نادیده بگیرد. نظر من این است که اگر اوباما و تیمش با شیوه جنگ نرم با روسیه وارد مبارزه شده بود ترامپ که به نسل جنگ سرد تعلق دارد سیاست جنگ سخت و مبارزه رودر رو را در پیش خواهد گرفت.

پوتین دردوران تبلیغات ریاست جمهوری امریکا از ترامپ و برنامه های تبلیغاتی او حمایت کرد حال با پیروزی ترامپ به نظر می رسد او سیاست خارجی صلح و آشتی را با روسیه در پیش بگیرد اما منافع ملی امریکا در جهان و آسیای مرکزی و قفقاز این صلح و آشتی را بسیار شکننده می کند. بخصوص سیاست تهاجمی روسیه در اوکراین و سوریه با منافع ملی امریکا سازگار ی کمتری دارد.  

 

مسئله خاورمیانه و ایران یک مسئله پیچیده برای ترامپ است:

ترامپ در شرایطی باید سیاست خارجی امریکا را از اوباما تحویل بگیرد که با کشته شدن بن لادن گروه تروریستی القاعده ضعیف شده است اما تئورسین ها معتقدند این گروه تروریستی در حال تجدید ساختار مجدد است. در دوره زمانی که داعش در خاورمیانه با اقدامات دهشناک خود توانست بخش هایی از سوریه و عراق را تصرف کند و کشورهای اروپایی را مورد حملات تروریستی خود قرار داد توجه همه کشورهای جهان به این گروه تروریستی در خاورمیانه جلب شد. بررسی برخی از اسناد در امریکا نشان می دهد این گروه تروریستی در دوران وزارت خارجه هیلاری کلینتون طی برنامه لانه زنبور در عراق  تقویت شد. اما خیلی زود داعش تهدیدی بزرگ برای جهانیان معرفی شد. ترامپ در دروه ای زمانی ریاست جمهوری را برعهده گرفته است که امریکا نقشی پررنگ را در مبارزه با داعش در خاوریمانه بازی نمی کند. زیرا خود امریکا در سوریه با حمایت از مخالفان بشار اسد و برخی از سیاست های خاص امریکا در عراق مبارزه امریکا با داعش را سست نشان می دهد. ترامپ سیاست خارجی خود در خاورمیانه را بر پایه مبارزه با تروریسم تعریف کرده است. داعش بزرگترین گروه تروریستی خاورمیانه است که چندین کشور به طور مستقیم با این موضوع درگیر شده اند تا امنیت جهانی را حفظ کنند. ایران، سوریه، عراق، روسیه و حزب الله لبنان در یک گروه هستند که بیشترین نقش را در مبارزه با داعش داشته اند. این ائتلاف منسجم و هماهنگ عمل کرده است. در طیف دیگر عربستان، امارات، قطر، ترکیه، بحرین، اردن، کویت با هماهنگی امریکا، انگلیس و فرانسه قرار دارند که انسجام کافی ندارند. و بیشترین ناهماهنگی را در مبارزه با داعش از خود نشان داده اند. حال باید ترامپ مشخص کند در مبارزه با تروریسم با سیاست انسجام ایران و روسیه همراه خواهد شد یا با سیاست ناهماهنگ ائتلاف عربستان.

حال که انگلیس از اتحادیه اروپا خارج شده است و سیاست چرخش به مستعمرات پیشین را در پیش گرفته است و در این راستا با شورای همکاری خلیج فارس وارد مذاکره و همکاری فعال شده است. ترامپ در برابر این سیاست انگلیس و اعراب حوزه خلیج فارس چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت تا منافع امریکا بیشتر حفظ شود؟ امریکا در رقابتی پنهان با انگلیس در خاورمیانه مواجه خواهد شد که امریکا را به سمت ایران سوق خواهد داد و امریکا به خاطر ترورسیم در خاورمیانه و نقش کلیدی ایران در مبارزه با تروریسم روابط موجود با ایران را حفظ می کند.

در خاورمیانه امریکا با روسیه و چین و اتحادیه اروپا رقابت خواهد داشت. همانطور که ترامپ در سیاست خارجی خود تعریف کرده است قصد سرنگونی نظام ها و یا دولت هایی را که شناخت کافی از آنها ندارند را نخواهد داشت و ترامپ قصد دارد ناتو را به سمت و سوی مبارزه با تروریسم سوق دهد. چین از لحاظ اقتصادی اکثر کشورهای خاورمیانه را به خود وابسته کرده است و شریک اقتصادی اول آنها است روسیه هم از لحاظ نظامی و فروش اسلحه شریکی بزرگ برای کشورهای خاورمیانه است. امریکا در دوران اوباما خاورمیانه را رها کرد و به جنوب شرق آسیا روی آورد ولی ترامپ منطقه خاورمیانه را رها نخواهد کرد و تلاش دارد حوزه نفوذ روسیه و چین را کاهش دهد.

مسئله چین و جزایر دریای چین جنوبی برای ترامپ چالش های جدیدی به همراه دارد:

امریکا به خوبی می داند بزرگترین رقیبش چین است. چین در حال حاضر اگر به طور قطع اقتصاد اول جهان نباشد به یقین اقتصاد دوم جهان است. چین از سال 1991 که سیاست اقتصادی درهای باز را اتخاذ کرد تصمیم گرفت تا 25 سال با هیچ کشوری از دنیا وارد جنگ یا چالش جنگی نشود و فقط به توانمندی اقتصادی خود بپردازد. اما طی سال های اخیر موضوع جزایر 100 گانه نفت و گاز خیز دریای چین جنوبی که مورد مناقشه مالکیت بین چین، فیلیپین، برونئی، کره جنوبی، ژاپن و اندونزی می باشد، چین قصد دارد این جزایر را بی سرو صدا تصاحب کند ولی امریکا با این سیاست چین مخالف است و مانع از دست درازی چین به این جزایر است. اکثر استراتژیست ها معتقدند اگر جنگ جهانی سوم به وقوع بپیوندد دریای چین جنوبی این ظرفیت را دارد.

ترامپ با انتخاب شدنش به ریاست جمهوری با رئیس جمهور تایوان گفتگوی تلفنی کرد. کاری که ظرف 37 سال گذشته هیچ کدام از روسای جمهوری امریکا نکردند. چین، تایوان را ایالتی سرکش می داند و تایوان خود را حکومتی دموکرات می داند که از چین کمونیست جدا است. ترامپ به چین هشدار داد آمادگی ساختار شکنی در سیاست خارجی را دارد و حاضر است چین را به چالش بکشاند.

چین طی سال های اخیر در آسیای مرکزی، قفقاز و همچنین قاره افریقا و امریکای جنوبی سرمایه گذاری های عظیمی کرده است و تلاش دارد هژمونی فرهنگی چین را در جهان گسترش دهد. امریکا دوره ترامپ قطعا با این گسترش نفوذ چین مبارزه خواهد کرد و روابطش را با کره جنوبی، ژاپن و سایر متحدانش در آسیای شرقی و جنوب شرقی آسیا گسترش خواهد داد تا چین را تضعیف نماید.

متحدان امریکا در سطح جهان انتظارات خاصی از امریکا دارند:

امروز در عرصه بین المللی امریکا دم از حقوق بشر و دموکراسی می زند،  امریکا متحدینی دارد که حتی الفبای حقوق بشر و دموکراسی هم در آنها رعایت نمی شود. عربستان، بحرین اردن، کویت و خیلی کشورهای دیگر در مناطق دیگر جهان از این جمله هستند. این موضوع با اصول اولیه سیاست خارجی امریکا در تناقض است. ترامپ در روابط و سیاست خارجی خود این موضوع را مد نظر دارد. هرچند این کشورها از امریکا انتظارات خاصی دارند ولی ترامپ در زمان حاضر قصد خواهد کرد در روابط امریکا با این کشورها تجدید نظر کند هرچند لابی های  امریکایی و نهادهای امنیتی منافع ارتباط با این کشورها را به ترامپ گوشزد خواهند کرد.

کشور اسرائیل در خاورمیانه بعنوان متحدی استراتژیک برای امریکا هرچند هزینه های زیادی برای امریکا دارد ولی امریکا تلاش کرده ارتباط دوستانه ای بین دولت های اعراب با اسرائیل ایجاد کند تا امنیت اسرائیل تامین شود ولی واکنش مردمان عرب برای اسرائیل قابل پیش بینی است و آن این است که اعراب اسرائیل را قبول ندارند احتمالا ترامپ روند صلح خاورمیانه را با دوستی فلسطین و اسرائیل دنبال خواهد کرد. روابط خصمانه ایران و اسرائیل هم مد نظر ترامپ خواهد بود و در این زمینه ترامپ ممکن است همانند اوباما در مسئله هسته ای پیشقدم شود و طرح حل و فصل روابط ایران و اسرائیل را پبش بکشد.   

اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی نگاه خاصی به ترامپ پیر دارند:

 از روزی که نتایج انتخابات امریکا با پیروزی ترامپ اعلام شد روسای اکثر کشورهای اروپایی در شوک فرو رفتند و انتخاب ترامپ را فاجعه ای بزرگ برای جهان دانستند. ولی همین روسا و کشورهایشان مجبورند با ترامپ همکاری کنند زیرا این کشورها در ناتو متحد امریکا هستند. امریکا با فرانسه با مشکل مواجه خواهد شد و ارتباطشان کمتر می شود ولی با آلمان روابطشان قوی تر خواهد شد. موضوع روسیه، امریکا و آلمان را بیشتر به هم نزدیک می کند. انگلیس که از اتحادیه اروپا خارج شده است تلاش دارد سیاستی مستقل در پیش بگیرد و این موضوع به رقابت امریکا و انگلیس در برخی مناطق از جمله خاورمیانه خواهد انجامید. در مجموع ترامپ به اروپای شرقی نگاه ویژه ای دارد تا از این مناطق اروپا در مقابل روسیه محافظت کند. اتحادیه اروپا که با خروج انگلیس ضربه تکان دهنده ای خورده است و در آینده نیز ممکن است با زمزمه های خروج برخی دیگر از اعضا مواجه شود اتحاد خود را با امریکا حفظ خواهد کرد. اما موضوع فروپاشی و تضعیف اتحادیه اروپا در مقابل روسیه، ترامپ را در شرایط سختی قرار می دهد. بنابراین متغیرهای چندگانه ای در عرصه روابط بین المللی وجو دارند که تمایلات امریکا نسبت به روسیه و چین را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین به همان نسبتی که ترامپ تلاش خواهد کرد چین، روسیه و ایران را تحت فشار قرار دهد به همان نسبت هم در مبارزه با تروریسم و حل مشکلات جهانی و منطقه ای به آنها نیاز دارد.

 مرور زمان هم متغییر های جدیدی را برای ترامپ تعریف خواهد کرد تا در روابطش با بسیاری از کشورها تعریف جدید بنماید.

 


ثبت نظرات شما کاربران عزیز
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
عنوان پیام
متن ارسالی
وضعیت :

امروز : جمعه - Friday
امروز :
23 آذر ماه 1397
Today :
2018-12 Dec-14


مهمترین اخبار و رویدادها

معرفی کتاب

هواشناسی استان